عصر آهن

از حدود غرب تا جغرافیای خاوری

آهنستان است اقلیمی به این پهناوری

آسمان : زخم فلز دارد - فلزهاتان خراب ! -

با شمایم ! دست بردارید از این آهنگری

پشت جنگل زیر آهن پاره ها خواهد شکست

چشمتان را از چه می مالید با ناباوری ؟

آنک از خاکستر بس نابهنگام ِ درخت

آهن و آهن : یکی روییده بعد از دیگری

ساده می گیریم این اعجاز بالا دست را

با کمال خستگی ، در عین بی بال و پری

کاش مثل سالهای سبز ِ قبل از دود بود :

آب : آبی ، عشق : عادی ، آسمان : نیلوفری

کاش آنسوی زوایای عطش می سوختند :

این افقهای کمی تا قسمتی خاکستری .

  از : یک بریده روزنامه ای که نام شاعر در آن ثبت نشده است !

/ 2 نظر / 3 بازدید
فروهر

salam 2oos dashtam name shaeresh darush moradi az eizeh dar khooozestane pirooooz bashid

حسین لرکی

این شعر از داریوش مرادی هست از خوزستان شهرستان ایذه