آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

توصیف
ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی ، عیار ، وصف

در وصف نیاید که چه شیرین دهن است آن

این است که دور از لب و دندان من است آن

عارض نتوان گفت ؛ که دور قمر است این

بالا نتوان خواند ؛ که سرو چمن است آن

هرگز نبود جسم بدین حسن و لطافت

گویی همه روح است که در پیرهن است آن

خال است بر آن صفحه سیمین بنا گوش

یا نقطه ای از غالیه بر یاسمن است آن ؟

گفتم که دل از چنبر زلفت برهانم

ترسم نرهانم که شکن بر شکن است آن

گر خسته دلی نعره زند بر سر کویی

عیبش نتوان گفت که بی خویشتن است آن

سعدی سر سودای تو دارد نه سر خویش

هر جامه که عیار بپوشد ، کفن است آن

   از : شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی - دیوان غزلیات