آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

من از روز ازل دیوانه بودم
ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: رهی معیری ، غلامحسین بنان ، دل رسوای تو ، ترانه قدیمی

من از روز ازل دیوانه بودم،دیوانه روی تو،سرگشته کوی تو

سرخوش از باده مستانه بودم،در عشق و مستی افسانه بودم

نالان از تو شد چنگ و عود من  

تار موی تو ، تار و  پود من

بی باده مدهوشم، ساغر نوشم،ز چشمه نوش تو

مستی دهد ما را ،گل رخسارا! بهار آغوش تو

چو به ما نگری، غم دل ببری، کز باده نوشین تری

سوزم همچو گل، از سودای دل؛ 

دل رسوای تو ، من رسوای دل

گرچه به خاک و خون کشیدی مرا،روزی که دیدی مرا

بازآ که در شام غمم، صبح امیدی مرا   

 

از : رهی معیری