آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

به نام گل سرخ
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی ، م سرشک ، شعر اعتراض ، دیباچه

بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب

که باغها همه بیدار و بارور گردند

بخوان ، دوباره بخوان ، تا کبوتران سپید

به آشیانه خونین دوباره برگردند

بخوان به نام گل سرخ در رواق سکوت

که موج و اوج طنینش ز دشتها گذرد

پیام روشن باران

ز بام نیلی شب

که رهگذار نسیمش به هر کرانه برد

ز خشک سالی چه ترسی

که سد بسی بستند

نه در برابر آب

که در برابر نور

و در برابر آواز

و در برابر شور

در این زمانه عسرت

به شاعران زمان ، برگ رخصتی دادند

که از معاشقه سرو وقمری و لاله

سرودها بسرایند ژرفتر از خواب

زلالتر از آب

تو خامشی که بخواند؟

تو می روی که بماند؟

که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟

از این گریوه به دور

در آن کرانه ببین

بهار آمده

از سیم خاردار گذشته

حریق شعله گوگردی بنفشه چه زیباست

هزار آینه جاری است

هزار آینه

اینک

به همسرایی قلب تو می تپد با شوق

زمین تهی است ز رندان

همین تویی تنها

که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی

بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان

حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی

 

   از : دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی ( م . سرشک )