آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: محمد علی معلم ، مثنوی ، شعر معاصر ، کربلا

سخت دلتنگم ، دلتنگم ، دلتنگ از شهر

بار کن تا بگریزیم به فرسنگ از شهر

بار کن ، بار کن ، این دخمه طراران است

بار کن ، گر همه برف است اگر باران است

بار کن ، دیو نِیَم ، طاقت دیوارم نیست

ماهی گول نیم ، تاب خشنسارم نیست

من بیابانیم ، این بیشه مرا راحت نیست

بار کن ، عرصه جولان من این ساحت نیست

کم ِ خود گیر ، به خیل و رمه بر می گردیم

بار کن جان برادر ! همه بر می گردیم

**

اشتران را یله سازید ، ستوران را هم

کاهلان را بگذارید ، شروران را هم

هان که بی تاب و هوس باره مبادا با ما

گول و مأیوس و شکم خواره مبادا با ما

غافلان نیک نخسبند که کام اندیشند

عاقلان نیز بمانند که خام اندیشند

عاشقان دست بر آرند و عنان بر تابند

به فلک می رود این قافله تا در یابند

به فلک می رود این قوم اگر آگاهید

در پی روح خدا سبط رسول اللهید

ساروان اوست ، فلک جاده ، ملک چاووشش

بر گذرگاه نشان است و علم بر دوشش

به فلک می رود این قوم که کین بستاند

داد مظلوم از این چرخ برین بستاند

**

هله ای قوم ! شنیدید عنان بر تابید

وقت تنگ است و فراخ است کران ، دریابید

مقصد ما وطن است آی غریبان ِ زمین !

وقت شد تا بگذارید گریبان زمین

آی چاووش ! دمت گرم ، به آواز بخوان

صعب دیر است مبر وقت ، بخوان باز بخوان

هر که دارد هوس کرب و بلا ،بسم الله ...

هر که دارد سر همراهی ما ، بسم الله ...

 

   از : محمد علی معلم