آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

همدستی عقل و عشق !
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: غزل عاشقانه ، فاضل نظری ، غزل ، عقل و عشق

موج عشق تو اگر شعله به دلها بکشد

رود را از جگر کوه به دریا بکشد

 

گیسوان تو شبیه است به شب ، اما نه

شب که اینقدر نباید به درازا بکشد !

 

خودشناسی ، قدم اول عاشق شدن است

وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد

 

عقل یکدل شده با عشق ، فقط می ترسم

هم به حاشا بکشد ، هم به تماشا بکشد

 

زخمی کینه من ! این تو و این سینه من

من خودم خواسته ام کار به اینجا بکشد

 

یکی از ما دو نفر ، کُشته به دست دگری است

وای اگر کار من و عشق ، به فردا بکشد !

 

   از : فاضل نظری