آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

قلم گاهی حتی نردبان دیگران هم نیست !
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: جلال آل احمد ، یک چاه و دو چاله ، قلم ، نردبان

آدمها همین جورها بدل به جنس می شوند و لیاقتها این گونه دست به دهان ِ دغلی ِ دلالها می مانند. در دنیای سیاست و اجتماع ، فراوان شده است که این قلم نردبانی شده باشد تا فلان نطربوق از آن به جایی برسد ... اما یک نردبان ، همیشه یک نردبان است و تو که آن را به سینه دیوار نهاده ای ، می توانی پایش را بکشی و آن که سوار است به زمین بکوبی . و دست بر قضا این کار هم مختصری از این قلم بر آمده است . اما در یک دکان از نوع [ انتشارات ] فرانکلین ، قلم حتی نردبان نیست ؛ فقط جنس است ، عین بادنجان یا کشک ؛ امروز این نرخ را دارد و فردا آن را ...

در عالم قلم رسم است که هر کس در جوال رفتن با گنده تر از خود اعلام ورود می کند . خیلی های دیگر این کار را کرده اند . خود من هم . اما یادم نبود که در این ولایت ، هر کدام ما خشتهامان را هم با خاک چینه دیگران می زنیم . چینه را می کوبیم - یعنی پایش را خالی می کنیم و بعد که فرو ریخت خاکش را سرند می کنیم و یک دو سطل آب از لب ِ جو - و قالب را هم که به کمر آویخته داریم و ده خشت بزن !

 

از :  جلال الدین سادات آل احمد ، یک چاه و دو چاله .