آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

غریبانه
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: یاران چه غریبانه ، پرویز بیگی حبیب آبادی ، شعر جنگ ، شعر نوحه

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه

هم سوخته شمع ما ، هم سوخته پروانه

بشکسته سبوهامان ، خون است به دلهامان

فریاد و فغان دارد ، دُردی کِش میخانه

هر سو نظری کردم ، هر کو گذری کردم

خاکستر و خون دیدم ، ویرانه به ویرانه

افتاده سری سویی ، گلگون شده گیسویی

دیگر نبود دستی ، تا موی کند شانه

تا سر به بدن باشد ، این جامه کفن باشد

فریاد "اباذرها" ، ره بسته به بیگانه

لبخند سروری کو ؟ سرمستی و شوری کو ؟

هم کوزه نگون گشته ، هم ریخته پیمانه

آتش شده در خرمن ، وای من و وای من

از خانه نشان دارد ، خاکستر کاشانه

ای وای که یارانم ، گلهای بهارانم

رفتند از این خانه ، رفتند غریبانه

 

از : پرویز بیگی حبیب آبادی ، گزیده شعرهای جنگ و دفاع مقدس ، انتخاب و توضیح : حسن حسینی ، ( چاپ دوم : تهران ، انتشارات سوره مهر ، 1387 ) ، صفحات 97 و 98.