آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

شاخه گلی برای مزار
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: فاضل نظری ، گریه های امپراتور ، غزل ، سو ء ظن

از باغ می برند چراغانیت کنند

تا کاج جشنهای زمستانیت کنند

*

پوشانده اند "صبح" ِ تو را "ابرهای تار"

تنها به این بهانه که بارانیت کنند

*

یوسف ! به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار می برند که زندانیت کنند

*

ای گل ! گمان مکن به شب ِ جشن می روی

شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند

*

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند

*

آب ِ طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه ای که قربانیت کنند


از : فاضل نظری ، گریه های امپراطور ، (چاپ سوم : تهران ، انتشارات سوره مهر ، 1387) ، صفحه 83.