آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

در اثبات سکون
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: جلال آل احمد ، کارنامه سه ساله ، صوفیگری ، قاعدین

آذر ١٣۴۴

در کلاس مدیریت دانشسرای عالی ، جوانکی هست کرمانی ، که مدعی صفا است و درویشی . گول سبیلم را خورده و خیال می کند از همان فرقه هام. خیلی هم بلّ و بلّ می کند . گفتم یک چیزی بنویس و بیار در کلاس بخوان . گفت نمی نویسم ، اما حاضرم سخنرانی کنم . گفتم بکن . و کرد . یک ساعت تمام پرت و پلا . یعنی که توجیه علوم جدید ( که اصلاً نمی دانست ) با حدیث و آیه و از این پزها . یعنی که توجیه احساس حقارت . پیش خودم گفتم این دیگر چه جَنَمی است ؟ و خواستم امتحانی کرده باشم . گفتم فهرستی درست کن از کتابهایی که خوانده ای . و از آنها که به دلت نشسته . و بیاور . که آورد . و این است آن فهرست :

- ارشاد العوام ( در حکمت و اصول عقاید ِ عهد بوق )

- مرتبة الاولیاء ( در حکمت و اصول عقاید ِ عهد بوق )

- شمس الجاریه ( در اثبات سکون زمین )

- ارض تسعین ( در باب این که تکلیف نماز و روزه در قطب چیست )

-آثار مترلینگ ( اندیشه یک مغز بزرگ و الخ ...)

- آثار دیل کارنگی ( آیین دوست یابی و الخ ...)

- فلسفیه ( ایضا در باب عقاید ِ عهد بوقی ) ... و از این قبیل . که حیف ! ما هیچ کدامشان را رؤیت نکرده ایم . و یادتان باشد که یارو آموزگاری بود با ده سال سابقه . و برای شروع آموزگاری هم لابد از یک دانشسرای عالی در آمده !


از : جلال آل احمد ، کارنامه سه ساله ، ( چاپ سوم : تهران ، انتشارات رواق ، بهمن ماه ١٣۵٧)، صفحات ٢٠۴ و ٢٠۵ .