آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

تلخندی از نسیم شمال
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: نسیم شمال ، سید اشرف الدین حسینی قزوینی (گیلانی) ، شعر طنز ، فقر

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

ماکه می میریم در هذاالسنه

تو نگفتی می کنم امشب علو ؟

تو نگفتی می خوریم امشب پلو ؟

نه پلو دیدیم امشب نه علو

سخت افتادیم امشب در منگنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

این اطاق ما شده چون زمهریر

باد می آید ز هر سو چون صفیر

من ز سرما می زنم امشب نفیر

می دوم از میسره بر میمنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

اغنیا مرغ و مسمّا می خورند

با غذا کُنیاک و شامپا می خورند

منزل ما جمله سرما می خورند

خانه ما بدتر است از گردنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

خانباجی می گفت با آقا جلال

یک قِران دارم من از مال حلال

می خرم بهر شما امشب زغال

حیف افتاد آن قِران در روزنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

می خورد هر شب جناب مستطاب

ماهی و قرقاول و جوجه کباب

ما برای نان ِ جو در انقلاب

وای اگر ممتد شود این دامنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

فکر آتش کن که مُردم آبجی جون

شام هم امشب نخوردم آبجی جون

با فلاکت جان سپردم آبجی جون

الامان از رنج ِ فقر و مسکنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

تخم مرغ و روغن و چوب سفید

با پیاز و نان ، گر امشب می رسید

می نمودم "اشکنه" امشب ترید

حیف ممکن نیست پول اشکنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

گر رویم اندر سرای اغنیا

از برای لقمه نانی بی ریا

قاپچی گوید که گم شو بی حیا

می درد ما را چو شیر ارژنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

نیست اصلاً فکر اطفال فقیر

نه وکیل و نه وزیر و نه امیر

ای خدا ! داد ِ فقیران را بگیر

سیر را نبود خبر از گرسِنِه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

ماز سرمای زمستان بی قرار

لخت و عریان ، مات و مبهوت و فگار

اغنیا در رختخواب زرنگار

خفته با جاه و جلال و طنطنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

خانباجی آمد جلو با پیچ و تاب

داشت اندر دست خود یک کاسه آب

گفت : ای دختر ! به این حال خراب

آب خالی می خوری ؟ گفتا که نِه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

ما کجا و نعمت الوان کجا ؟

صحبت خان و بَک و اعیان کجا ؟

دختر ! آخر ما کجا و نان کجا ؟

عکس نان را بنگر اندر آینه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه

شاباجی وقتی رسید از گرد راه

با زغال و خاکه و حال تباه

یک نگاهی کرد با افغان و آه

دید یخ کرده ز سرما مؤمنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه



از : سید اشرف الدین حسینی قزوینی (گیلانی ) ، جاودانه نسیم شمال ، به کوشش : حسین نمینی ، ( چاپ اول : تهران ، کتاب فرزان ، بهار 1363) ، صفحات 192 تا 195.