آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

پیشنهاد های جلال برای درس انشا
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: جلال آل احمد ، درس انشا ، ادبیات ، مقاله

١- در درس انشا از به کار بردن هر کتابی که به قصد آموزش انشا و نامه نگاری و الخ تهیه شده ، باید خودداری کرد .

به جای چنین کتابهایی باید شاگردان را کم کم عادت داد به کتاب خواندن در خارج ساعات درس و بسته به سن ایشان می توان اول با شرح حال بزرگان شروع کرد و به ترتیب : تاریخهای عمومی - تاریخ علوم و اختراعات - ادبیات نو جوانان - ادبیات کلاسیک فارسی و دنیا و غیره را به ایشان نمود که بخوانند.

٢- در درس انشا باید معلمانی را به کار واداشت که در سابقه تحصیلی خود ( مدارس - و دانشسرا و الخ ) در کار انشا صاحب ذوق و سلیقه و هنرشناس بوده اند و اگر بتوان ، پیشنهادی کرد به دانشسرای عالی برای توجه بیشتر به تربیت معلم انشا .

٣- در درس انشا ، نخستین دیواری را که باید شکست ( البته برای شاگردان ) دیوار نثر متصنع نویسی است که حاکم بر آرا و عقول صاحب قلمان است و موجب ترس عظیم شاگردان از انشا .

۴- باید توجه داشت که در نوشتن یک مطلب ( موضوع انشا) کسی کارامدتر و ورزیده تر است و راحت تر می نویسد که چیزی برای نوشتن ( یعنی گفتن تصویر شده ) داشته باشد . پس دومین دیواری که باید شکست ، این است که هیچ فرقی نیست میان گفته ای و نوشته ای . چرا که نوشته تصویر یک گفته است . و الخ ...

۵- در درس انشا از موضوعهایی باید استفاده کرد که علاقه شاگردان را بیانگیزد . مسایل ساده زندگی - محیط اطراف - مشکلات جوانی و الخ ... و در آغاز کار از بحث در لاهوت و ناسوت خودداری باید کرد .

۶- معلم انشا خود نباید از وقایع روز بی خبر باشد و از آنچه در شهر و ده او می گذرد کلاس را بی بهره بگذارد . و گرنه مسلط بر کلاس او روزنامه ها خواهند بود و رادیو و تلویزیون با زبانهای بی اصالتشان .

٧- در کلاس انشا سخت باید از تقلید نثر اداری موجود خودداری کرد و نیز از نثر روزنامه ها.

کلیات

١- درس انشا با همه بی تکلیفی اش و با اینکه نه قراری دارد و نه قاعده ای و نه ملاکی برای نمره دادن و نه اعتباری - و نمره اش اغلب ملاط دیگر نمره هاست و الخ ... با این همه آخرین فرصت بروز آزادی است در محیط درسی . بروز آزادی که می گویم غرضم رویاروی بودن معلم است با تک تک شاگردان ( یا جماعت ایشان ) بی واسطه کتابی - و بارِمی - و دستوری - و الخ . چون مثلا در درس جغرافی یا فیزیک ، کتاب و متن درس حاکم بر معلم و شاگرد است ، اما در انشا این حکومت در کار نیست و معلم و شاگرد بی هیچ واسطه ای رو به رو هستند .

٢- نکته دوم که از همین نکته اول بر می خیزد ، اینکه اگر در این مواجهه رویاروی معلم و شاگرد ، صمیمیت باشد کلاس نردبان تحول فکری شاگردان خواهد بود و اگر نباشد کلاس بدل به جهنم خواهد شد .

٣- و اگر چنین صمیمیتی پیش آمد ، ناچار به فوریت کم و کیف قدرت فکری معلم بر ملا خواهد شد .

۴- و شاید به این دلیل است که اغلب چنین صمیمیتی در کلاسهای انشا نیست . چون معلمهای انشا واجد شرایط کار نیستند . یعنی برای تدریس آداب نویسندگی تربیت نشده اند .

۵- پس اگر معلمی به درس انشا علاقه داشت - و مختصر ذوقی - و چنته اش خالی نبود و الخ ... از بروز چنین صمیمیتی شادمان خواهد شد ، و گرنه نخواهد گذاشت صمیمیت پیش بیاید . از شاگردان دور خواهد ایستاد و رفع تکلیف خواهد کرد و ناچار کلاس انشا به صورتی درخواهد آمد که الان هست .


توضیح : چند سال پیش ، در زمینه "درس انشا"  از برخی صاحبنظران سؤالهایی شده بوده است از جمله از آل احمد .و از آن گرامی یاد ، چنان که روش او بود ، بسادگی بر دو برگ کاغذ ، آنچه در نظر داشته ، به گونه یادداشتی سر دستی ، نگاشته و به آن اداره سپرده و آن گاه آن دو برگ کاغذ ، چون اکثر پیشنهادها ، در آن اداره به دست فراموشی سپرده شده است ...


از : جلال آل احمد ، ادب و هنر امروز ایران ، جلد دوم ، ( تهران ، انتشارات میترا و انتشارات همکلاسی ، 1373) ، صفحات 587 تا 593.