آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

خوش باوری !
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: فاضل نظری ، شعر ، غزل ، آب طلب نکرده

از باغ می بَرَند چراغانیَت کنند

تا کاج جشنهای ِ زمستانیَت کنند

 پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار

 با این بهانه که بارانیت کنند

یوسف ! به این رها شدن از چاه دل مبند  

 این بار می برند که زندانیت کنند 

 ای گُل ! گمان نکن به شب ِ جشن می روی

شاید به خاک ِ مُرده ای ارزانیَت کنند

یک نقطه بیش فرق بین "رحیم" و "رجیم" نیست

از نقطه ای بترس که شیطانیَت کنند

آب ِ طلب نکرده همیشه مراد نیست

 گاهی بهانه ای است که قربانیَت کنند!

 

   از : فاضل نظری