آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

شرح درد نای
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: هوشنگ ابتهاج ، ه الف سایه ، مثنوی ، شعر

من همان نایم که گر خوش بشنوی

شرح دردم با تو گوید مثنوی

یک نفس دردم ، هزار آواز بین !

روح را شیدایی پرواز بین

من همان جامم که گفت آن غمگسار

با دل خونین ، لب خندان بیار

من خمش کردم خروش چنگ را

گر چه صد زخم است این دلتنگ را

من همان عشقم که در فرهاد بود

او نمی دانست و خود را می ستود

من همی کندم - نه تیشه ! - کوه را

عشق ، شیرین می کند اندوه را

در رخ لیلی نمودم خویش را

سوختم مجنون خود اندیش را

می گِرِستم در دلش با درد دوست

او گمان می کرد اشک ِ چشم ِ اوست !

   از : امیر هوشنگ ابتهاج ( ه . الف . سایه )