آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

ایستگاه آخری
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: زهرا یعقوبی ، غزل

شبی خلاصه می کنم ، نگاه ِ سرد ِ جاده را

و سایه ای که می کشد ، مسافر ِ پیاده را

چه بی صدا رسیده ام ، به شهر سرد بغضها

چگونه می توان شکست ، سکوت بی اراده را ؟

تو آمدی و کوچه ها ، دوباره حرف می زنند

بیا بخوان برایشان ، ترانه های ساده را

دوباره باد می وزد ، به تک درخت ِ شعر من

خلاصه می کند غزل ، دو برگ ِ اوفتاده را

دم غروب می رسم به ایستگاه آخری

که شب سوار می کند ، مسافر ِ پیاده را

   از: زهرا یعقوبی