آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

پنجه حنایی
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: سیمین بهبهانی ، غزل ، دزدی عشق ، کبوتر پنجه حنایی

برای خدا کمکم کن که من ره ِ چاره ندارم

نه با تو امان ِ حضورم ، نه بی تو حضور ِ امانم

یگانه چون توان شد ، بدان که یگانه نباشد

چنین اگر تو بتوانی ، به جان تو من نتوانم

نه خبره به دزدی عشقم ، بگو به چه دل ، به چه جرأت

کبوتر بام دگر را به دامن خود بنشانم

گشودن در پنجره دیدی ، ز کوچه به خانه پریدی

تو راکه عزیزی و مهمان ، چگونه ز خانه برانم

قسم به عقیق دو چشمت که با همه دانه که داشتم

سخاوت دانه فشاندن ، زمانه نداده نشانم

کبوتر پنجه حنایی ! بُوَد که دری بگشایی؟

برو نه که چنبره بندد ، به پای تو بند ِ گرانم

   از : سیمین بهبهانی