آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

می تراود مهتاب
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: می تراود مهتاب ، نیما یوشیج ، علی اسفندیاری ، شعر نو

می تراود مهتاب

می درخشد شبتاب ،

نیست یکدم شکند خواب به چشم ِ کس و لیک

غم این خفته چند

خواب در چشم ِ تَرَم می شکند .

 

نگران با من اِستاده سحر

صبح می خواهد از من

کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر

در جگر لیکن خاری

از ره ِ این سفرم می شکند .

نازک آرای تن ِ ساق گُلی

که به جانش کِشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا ! به برم می شکند .

دستها می سایم .

تا دری بگشایم

بر عبث می پایم

که به در کس آید

در و دیوار ِ به هم ریخته شان

بر سرم می شکند .

می تراود مهتاب

می درخشد شبتاب ،

مانده پای آبله از زاه دراز

بر دم ِ دهکده مردی تنها

کوله بارش بر دوش

دست او بر در

            می گوید با خود :

"غم ِ این خفتۀ چند

                  خواب در چشم ِ ترم می شکند ".

 

   از : نیما یوشیج (علی اسفندیاری)