آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

آفتاب و سایه
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: انسیه موسویان ، غزل ، سنگ ، تپش

من آفتاب تو بودم ، مرا به سایه چه کار ؟

شکست پشت غرورم ، شکسته ام ناچار

مرور می کنم آوازهای سبزم را

هنوز روشنم آری ، هنوز مثل بهار

بیا دوباره ، بزرگ ِ همیشه نورانی !

و حجم خالی قلب مرا ستاره بکار

برایم از تپش واژه های زنده بگو

برای حلق من آوازهای تازه بیار

اگر چه ابر شدم تار  تیره و سنگین

اگر چه سنگ شدم سرد و بی بر و بی بار

اگر چه با غزلی چند مثل برکه خوشم

قسم به رود که دیگر نمی شوم تکرار

بهار 75 - انسیۀ موسویان