آینه

دل ، تماشایی ِ مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است

بخشی از منظومه مرداب ها و آب ها - زنده یاد سید حسن حسینی
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: دکتر سید حسن حسینی ، منظومه مرداب ها و آب ها ، گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس ، نقد

ماجرا این است : کم کم کمیّت بالا گرفت

جای ارزشهای ما را ، عرضه کالا گرفت

احترام "یا علی" در ذهن ِ بازوها شکست

دست ِ مردی خسته شد ، پای ترازوها شکست

فرق مولای عدالت ، بار دیگر چاک خورد

خطبه های آتشین ، متروک ماند و خاک خورد

زیر بارانهای جاهل ، سقف تقوا نم کشید

سقفهای سخت ، مانند مقوا نم کشید

با کدامین سِحر ، از دلها محبت غیب شد ؟

ناجوانمردی هنر ، مردانگیها عیب شد !

خانه دلهای ما را عشق ، خالی کرد و رفت

ناگهان برق محبت ، اتّصالی کرد و رفت !

سرسرای سینه ها را رنگ خاموشی گرفت

صورت آیینه ، زنگار فراموشی گرفت

باغهای سینه ها از سروها خالی شدند

عشقها خدمتگزار پول و پوشالی شدند

از نحیفی پیکر عشق ِ خدایی دوک شد

کلّه احساسهای ماورایی پوک شد

آتش بی رنگ در دیوان و دفترها زدند

مُهر "باطل شد" به روی بالِ کفترها زدند

اندک اندک قلب ها با زرپرستی خو گرفت

در هوای سیم و زر گندید و کم کم بو گرفت

غالباً قومی که از جان زرپرستی می کنند

زمره بیچارگان را سرپرستی می کنند

سرپرست ِ زرپرست و زرپرست ِ سرپرست

لَنگی ِ این قافله تا بامداد محشر است !

از همان دست نخستین ، کجروی ها پا گرفت

روح تاجر پیشگی در کالبدها جا گرفت

کارگردانان ِ بازی ، باز با ما جِر زدند

پنج نوبت را به نام کاسب و تاجر زدند

چار تکبیر ِ رسا بر روح مردی خوانده شد

طفل بیداری به مکر و فوت و فن خوابانده شد

روزگار کینه پرور ، عشق را از یاد بُرد

باز چون سابق ، کلاه ِ عاشقان را باد برد

سالکان را پای پُر تاول ز رفتن خسته شد

دست پُر اعجاز ِ مردان ِ طریقت بسته شد

سازهای سنّتی ، آهنگ دلسردی زدند

ناکسان بر طبلهای ناجوانمردی زدند

تا هوای صاف را ، بال و پَر ِ کرکس گرفت

آسمان از سینه ها خورشید ِ خود را پس گرفت

رنگ ولگرد سیاهی ها به جانها خیمه زد

روح شب در جای جای آسمانها خیمه زد

صبح را لاجرعه کابوس سیاهی سر کشید

شد سیه مست و برای آسمان خنجر کشید

این زمان ، شلاق بر باور حکومت می کند

در بلاد شعله ، خاکستر حکومت می کند

تیغ آتش را دگر آن حدّت ِ موعود نیست

در بساط شعله ها ، آهی بغیر از دود نیست

دود در دود  و سیاهی در سیاهی ، حلقه زن

گِرد دلها ، هاله هایی از تباهی حلقه زن

اعتبار دستها و پینه ها در مرخصی

چهره ها لوح ریا ، آیینه ها درمرخصی

از زمین ِ خنده ، خار ِ اخم بیرون می زند

خنده انگار از شکاف ِ زخم بیرون می زند

طعم تلخی دایر است و قندها تعطیل ِ محض

جز به ندرت ، دفتر لبخندها تعطیل ِ محض

خنده های گاه گاه انگار ره گم کرده اند

یا که هق هق ِ تقیه در تبسم کرده اند

منقرض گشته است نسل خنده های راستین

فصل ، فصل بارش اشک است و شط آستین

آنچه این نسل ِ مصیبت دیده را ارزانی است

پوزخند آشکار و گریه پنهانی است

گرچه غیر از لحظه ای بر چهره ها پاینده نیست

پوزخند است این شکاف ِ بی تناسب ؛ خنده نیست

مثل یک بیماری ِِ مرموز در باغ و چمن

خنده های از ته ِ دل ، ریشه کن شد ریشه کن

الغرض با ماله غم ، دست بنایی شگفت

ماهرانه حفره لبخندها را گِل گرفت

**

اشکهای نسل ما اما حقیقی می چکند

از نگین چشمهای خون ، عقیقی می چکند

**

ماجرا این است : مُردار ِ تفرعن زنده شد

شاخه های ظاهراً خشکیده از بُن ، زنده شد

آفتابی نا مبارک ، نفس ها را زنده کرد

بار دیگر اژدهاک ِ خشک را جنبنده کرد

قبطیان ِ فتنه گر ، جا در بلندی کرده اند

ساحران با سامری ها ، گاوبندی کرده اند !

 

من ز پا افتادن گلخانه ها را دیده ام

بال ترکش خورده پروانه ها را دیده ام

انفجار لحظه ها ، افتادن ِ آوا ، ز اوج

بر عصب های رها ، پیچیدن شلاق موج

دیده ام بسیار ، مرگ غنچه های گیج را

از کمر افتادن ِ آلاله افلیج را

در نخاع بادها ، ترکش فراوان دیده ام

گردش تابوتها را در خیابان دیده ام

گردش تابوتهای بی شکوه آهنین

پُر ز تحقیر و تنفر ، خالی از هر سر نشین

در خیابان جنون ، در کوچه دلواپسی

کرده ام دیدار با کانون ِ گرم ِ بی کسی !

دیده ام در فصل نفرت ، در بهار ِ برگریز

کوچ تدریجی ِ دلها را به حال سینه خیز

سروها را دیده ام در فصلهای مبتذل

خسته و سر در گریبان - با عصا زیر بغل -

تن به مرداب مُهیب ِ خستگی ها داده اند

تکیه بر دیواری از دلبستگی ها داده اند

پیش ِ چنگیز ِ چپاول ، پشت را خم کرده اند

گوشه ای از خوان ِ یغما را فراهم کرده اند !

ماجرا این است ، آری ماجرا تکراری است

زخم ما کهنه است اما بی نهایت کاری است

از شما می پرسم آن شور اهورایی چه شد ؟

بال معراج و خیال ِ عرش پیمایی چه شد ؟

پشت این ویرانه های ذهن ، شهری هست ؟ نیست

زهر این دلمُردگی را پاد زهری هست ؟ نیست

ساقه امیدها را داس نومیدی چه کرد ؟

بادل ِ پُر آرزو ، احساس ِ نومیدی چه کرد ؟

هان کدامین فتنه ، دکّان وفا را تخته کرد ؟

در رگ ِ ایمان ما ، خون صفا را لخته کرد ؟

هان چه آمد بر سر شفافی آیینه ها ؟

از چه ویران شد ضمیر صافی آیینه ها ؟

شور و غوغای قیامت در نهان ما چه شد ؟

ای عزیزان ! "رستخیز ناگهان" ِ ما چه شد ؟

دشت ِ دلهامان چرا از شور ِ یا مولا فتاد ؟

از چه طشت ِ انتظار ما ، از آن بالا فتاد ؟

**

جان تاریک من اینک مثل دریا روشن است

صبحگون از تابش خورشید مولا روشن است

طرفه خورشیدی که سر از مشرق ِ گُل می زند

بین دریا و دلم ، از روشنی پُل می زند

طرفه خورشیدی که غرق شور و نورم می کند

زیر نور ارغوانی ها مرورم می کند

اندک اندک تا تپیدن های گرمم می برد

در دل دریا فرو از شوق و شرمم می برد

"قطره سرگشته عاشق" خطابم می کند

با خطابش ، همجوار روح آبم می کند

تیغ یادش ریشه اندوه و غم را می زند

آفتاب هستی اش ، چشم عدم را می زند

اینک از اعجاز او ، آیینه من صیقلی است

طالع از آفاق جانم ، آفتاب ِ "یاعلی" است

"یاعلی" می تابد و عالم منوّر می شود

باغ دریا ، غرق گلهای معطّر می شود

چشم هستی ، آبها را جز علی مولا ندید

جز علی مولا برای نسل دریاها ندید

موج نام نامی اش ، پهلو به مطلق می زند

تا ابد در سینه ها کوس ِ انا الحق می زند

قلب من با قلب دریا همسُرایی می کند

یاد از آن دریای ژرف ماورایی می کند

اینک این قلب من و ذکر رسای "یا علی"

غرش ِ بی وقفه امواج ، در دریا "علی"

موجها را ذکر حق این سو و آن سو می کشد

پیر دریا ، کف به لب آورده ، یا هو می کشد

مثل ِ مرغان ِ رها در اوج می چرخد دلم

شادمان در خانقاه ِ موج می چرخد دلم

موج چون درویش ِ از خود رفته ای ، کف می زند

صوفی ِ گردابها می چرخد و دف می زند

ناگهان شولای روحم ، ارغوانی می شود

جنگل انبوه ِ دریاها ، خزانی می شود

کلبه شاد دلم ناگاه می گردد خراب

باز ضربت می خورد ، مولای دریا از سراب

پیش چشمم ، باغهای تشنه را سر می بُرند

شاخه هایی سرخ از نخلی تناور می بُرند

خارهای کینه قصد نوبهاران می کنند

روی پل ، تابوتها را تیرباران می کنند

در مشام خاطرم ، عِطر جنون می آورند

بادهای باستانی ، بوی خون می آورند

صورت اندیشه ام ، سیلی ز دریا می خورد

آخرین برگ از کتاب آبها ، تا می خورد

 

 

12 - 15 تیرماه / یک هزار و سیصد و هفتاد و چهار

تهران - ساحل خزر

 

از : دکتر سید حسن حسینی ، گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس ، به انتخاب و توضیح حسن حسینی ، ( چاپ دوم ، تهران : انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنری ، 1387) ، صفحات 309 تا 316.

 


قولی که امام صادق "ع" داد ...
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

ابوبصیر از اصحاب امام صادق"علیه‌السلام" تعریف می‌کند که: همسایه‌ای داشتم که از همکاران سلطان ظالم و ستمکار بود و ثروت زیادی از کنار این سلطان به دست آورده بود، و کنیزان و غلامانی داشت و هر شب مجلسی از عیّاشان تشکیل می‌داد و به لهو و لعب و عیش و طرب می‌گذرانید و چند کنیز آوازه خوان و مطرب داشت که می‌خواندند و شراب می‌دادند و می‌خوردند. چون این فرد همسایه من بود ، همیشه صدای آن منکرات از خانه او به گوش ما می‌رسید و ما را ناراحت می‌کرد.

چندین بار به او گوشزد کردم که صدای ساز و آوازت، موجب اذیت و آزار من و خانواده‌ام می‌شود؛ ولی متأسفانه توجه نمی‌کرد، و اصرار و تکرار من به جایی نمی‌رسید؛ تا یک روز گفت: من مردی مبتلایم و اسیر شیطان شده‌ام اما تو گرفتار شیطان و هوای نفس نیستی. اگر وضع مرا به صاحب خود آقا حضرت صادق"علیه‌السلام" بگویی شاید حضرت دعایی کند و خداوند مرا از پیروی نفس نجات دهد.

ابوبصیر می‌گوید: سخن آن مرد بر دلم نشست. وقتی خدمت امام صادق"علیه‌السلام" رسیدم؛ داستان همسایه‌ام را به آن حضرت عرض کردم. حضرت فرمود: وقتی که به کوفه برگشتی او به دیدن تو خواهد آمد، به او بگو جعفر بن محمد[علیهماالسلام] می‌گوید اگر کارهای زشت و ناپسندت را ترک کنی؛ من  بهشت را برایت ضمانت می‌کنم.

ای دوست عزیز که در حال خواندن این مطلب هستی! حاضرید که امروز به امام عصرمان،‌ مهدی فاطمه"علیهماالسلام" قولی بدهیم؟ قول بدهیم که دست از گناهامون برداریم تا امام زمان(عج)، رضایت خدا، خود و در نهایت بهشت را برایمان تضمین کند.

وقتی به کوفه برگشتم مردم به دیدنم آمدند آن همسایه‌ام نیز با آنها بود، وقتی مهمان‌ها رفتند و اطاق خلوت شد؛ گفتم وضع تو را برای امام صادق"علیه‌السلام" شرح دادم حضرت فرمود: سلام مرا به او برسان و بگو آن اعمال زشتت را ترک کن تا من برایت بهشت را ضمانت کنم.

آن مرد تا این سخن را شنید گریه‌اش گرفت. گفت تو را به خدا آقا امام صادق"علیه‌السلام" این حرف را به تو زد؟ گفتم به خدا قسم حضرت این گونه فرمودند. گفت: برای من همین بس است و از منزلم خارج شد.

پس از چند روز که گذشت فردی را به دنبال من فرستاد، وقتی نزد او رفتم دیدم پشت در ایستاده و برهنه است گفت: هر چه مال داشتم ، در محلش صرف کردم و چیزی باقی نگذاشتم، برای این است که بدون لباس مانده‌ام. من سریع به دوستان مراجعه  و مقداری لباس که او را تامین کند تهیه کردم و برایش آوردم.

بعد از چند روز پیغام داد مریض شده‌ام بیا تو را ببینم. در مدت بیماری‌اش مرتب از او خبر می‌گرفتم و با داروهایی به معالجه‌اش مشغول بودم. بالاخره یک روز به حال احتضار رسید. در کنار بسترش نشسته بودم و او در حال مرگ بود. در آن حال بیهوش شد؛ وقتی به هوش آمد ، در حالی که لبخند می‌زد گفت: ای ابابصیر ! صاحبت امام صادق"علیه‌السلام" به وعده خود وفا کرد.

این را گفت و دیده از جهان بست.

در همان سال وقتی به حج رفتم در مدینه خدمت امام صادق"علیه‌السلام" رسیدم، در منزل اجازه ورود خواستم، همین که وارد منزل شدم هنوز یک پایم در خارج منزل بود که حضرت فرمود: ای ابابصیر! دیدی ما به وعده خود نسبت به همسایه‌ات وفا کردیم؟

ای دوست عزیز که در حال خواندن این مطلب هستی؛ حاضرید که امروز به امام عصرمان،‌ مهدی فاطمه"علیهماالسلام" قولی بدهیم؟ قول بدهیم که دست از گناهامون برداریم تا امام زمان"عج"، رضایت خدا، خود و در نهایت بهشت را برایمان تضمین کند.

و چه چیز بالاتر از این که خدا و امام زمان"عج" از ما راضی باشد؟

چه چیز لذت بخش‌تر از این است که امام زمان"عج" به گونه‌ای به ما خبر دهند که از شما راضی هستم؟

راهش واضح و روشن است و امام صادق"علیه‌السلام" به ما آموزش داده‌اند. بیاییم و از امروز قول دهیم که اعمال ناپسند را ترک کنیم. برای راحت انجام شدن این کار، می‌توانیم تمرین کنیم و گناهان را یک به یک کنار بگذاریم و از خود امام زمان"عج" مدد جوییم. یقین داشته باشیم که اگر با اخلاص درخواست کنیم، حتما کمکمان می‌کنند.  

برگرفته از بحارالانوار، ج 11 .

 

* این متن امروز به ایمیل مدیر وبلاگ آینه رسیده بود .

 


سرودی برای همین روزها : همپای جلودار
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: قیامهای منطقه ، سرود انقلابی ، سید حسام الدین سراج ، واحد موسیقی حوزه اندیشه و هنر اسلامی

وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم

دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم

گاه سفر آمد ؛ نه هنگام درنگ است

چاووش می گوید که ما را وقت تنگ است

گزارش تصویری مراسم خاکسپاری و آثار شکنجه‌ی وحشیانه بر بدن یکی از شهیدان بحرین

گاه ِ سفر شد ، باره بر دامن برانیم

تا بوسه گاهِ وادیِ ایمن برانیم

وادی پر از فرعونیان و قبطیان است

موسی جلودار است و نیل اندر میان است

از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم

بانگ از جرس برخاست وای ِ من خموشم

دریادلان راه سفر در پیش دارند

پا در رکاب ِ راهوار خویش دارند

گاه سفر آمد برادر ! گام بردار !

چشم از هوس از خُرد از آرام بردار !

گاه سفر آمد برادر ! ره دراز است

پروا مکن بشتاب ! همّت چاره ساز است

ثورة شعب البحرین - زفاف عروس الحریة

رهتوشه باید عقل را در کار بندیم

دل بر خدا ، آنگه به رفتن باره بندیم

رهتوشه باید شب را در دل نشانیم

وادی به وادی باره تا بر دل نشانیم

باید خطر کردن ، سفر کردن ، رسیدن

ننگ است از میدان ، رمیدن ، آرمیدن

*

تنگ است ما را خانه ، تنگ است ای برادر !

بر جای ما بیگانه ، ننگ است ای برادر !

فرمان رسید : این خانه از دشمن بگیرید!

تخت و نگین از دست اهریمن بگیرید!

یعنی کلیم ، آهنگِ  جان سامری کرد

ای یاوران ! باید ولی را یاوری کرد

گر صد حرامی ، صد خطر در پیش داریم

حکم جلودار است سر در پیش داریم

حکم جلودار است بر هامون بتازیم

هامون اگر دریا شود از خون بتازیم

از دشت و دریا در طلب باید گذشتن

بیگاه و گاه و روز و شب باید گذشتن

گر صد حرامی ، صد خطر در پیش داریم

حکم جلودار است سر در پیش داریم

*

فرض است فرمان بردن از حکم جلودار

گر تیغ بارد ، گو ببارد نیست دشوار

جانان من برخیز! بر جولان برانیم

زانجا به جولان تا خط لبنان برانیم

آنجا که جولانگاه اولاد یهوداست

آنجا که قربانگاهِ زعتر ، صور ، صیداست

آنجا که هر سو صد شهید خفته دارد

آنجا که هر کویش غمی بنهفته دارد

جانان من ! اندوه لبنان کشت ما را

بشکست داغ دیر یاسین پشت ما را

جانان من ! برخیز باید بر جبل راند

حکم است باید باره تا دشت امل راند

باید به مژگان رُفت گَرد از طور سینین

باید به سینه رَفت زینجا تا فلسطین

باید به سر زی مسجد الاقصی سفر کرد

باید به راه دوست ، تَرک جان و سر کرد

جانان من برخیز و بشنو بانگ چاووش

آنک امام ما علم بگرفته بر دوش

تکبیر زن ، لبیک گو ، بنشین به رهوار

مقصد دیار قدس ، همپای جلودار ...

*

جانان من برخیز و بشنو بانگ چاووش

آنگ امام ما علم بگرفته بر دوش

تکبیر زن ، لبیک گو ، بنشین به رهوار

مقصد دیار قدس ، همپای جلودار ...

 

این سرود حماسی ، سی سال پیش در واحد موسیقی حوزه اندیشه و هنر اسلامی ( حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی امروز ) بر اساس شعری از استاد حمید سبزواری و با خوانندگی سید حسام الدین سراج و با دکلمه استاد محمد علی معلم دامغانی تولید شد . متن کامل شعر را می توانید در اینجا بخوانید و خود این سرود را از اینجا دانلود کنید .


عوامل طول عمر
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: عوامل طول عمر ، موارد صدقه ، موارد صله رحم ، احترام به والدین

عوامل معنوی طول عمر :

1- ترک گناهان .

2- صله رحم .

3- رضایت پدر و مادر .

4- صدقه دادن .

5- نیکی کردن .

6- خوش اخلاقی .

7- عفو و گذشت .

8- رعایت بهداشت .

9- خواندن سوره های چهار قل ( توحید ، کافرون ، فلق و ناس ).

10- زیاد گفتن ذکر " الحی القیوم ".

11- زیارت قبر امام حسین "ع".

12- نیت خالص ( نیت نیکو و اخلاص داشتن).

نکته اول : صله رحم فقط سر زدن و با خبر بودن از احوال خویشاوندان یا کمک به آنان نیست ، بلکه از مهمترین مصادیق صله رحم این است که آنان از اذیت و آزار انسان در امان باشند و از طرف انسان به  آنان ضرری وارد نشود .

نکته دوم : دادن صدقه فقط پرداخت مال نیست ، بلکه صدقه انواع مختلفی دارد که به برخی از آنان اشاره می شود :

1- صدقه مقام و موقعیت : گذشتن از آبرو برای شفاعت دیگران .

2- صدقه عقل و رای : یعنی راهنمایی و ارشاد دیگران .

3- صدقه و زکات علم : یعنی نشر علم فرا گرفته شده و آموختن آن به دیگران .

4- یاری مظلوم . رسول خدا "ص" فرمود : یاری رساندن تو به انسان ناتوان و مظلوم ، بهترین صدقه است .

5- سیراب کردن تشنه .

6- اصلاح بین مردم و آشتی دادن بین دو نفر .

7- آزار نرساندن به مردم .


آثار تکوینی گناه و گناهان جدید
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: آثار تکوینی گناه ، گناهان جدید ، نتیجه ارتکاب گناه ، معصیت

خداوند در سوره نسا آیه 79 می فرماید : هر بدی و ناراحتی که به تو می رسد از ناحیه خود توست . همچنین در سوره شورا آیه 30 نیز می فرماید : هر گرفتاری و بلایی که به شما می رسد به خاطر اعمال و کردار خود شماست .

امام صادق "ع" می فرماید : هیچ رگی زده نشود و پایی به سنگ نخورد و سردرد و مرضی پیش نیاید مگر به واسطه گناهانی که انسان مرتکب می شود .

حضرت علی "ع" نیز می فرماید : از گناهان بپرهیزید که هیچ بلا و کم شدن روزی صورت نمی گیرد جز به واسطه گناه ، حتی خراشها و زخمهای بدن و سقوط و افتادن و هر مصیبتی .

رسول اکرم "ص" می فرماید : هرگز فحشا میان قومی شایع نشود که آن را آشکار سازند جز آنکه طاعون و دردهایی که میان گذشتگان آنها سابقه نداشته میان آنها شایع می شود .

امام رضا "ع" نیز می فرماید : هر اندازه مردم گناهان جدید اختراع کنند که سابقه نداشته باشد ، خداوند هم به همان اندازه بلاها و امراض جدیدی اختراع می کند که پیشتر به آن دچار نشده بودند و برایشان ناشناخته است .

امروزه هر اندازه راههای گناه ، شکل جدیدتری به خود گرفته اند و از طریق وسایل ارتباط جمعی ( رادیو ، تلویزیون ، سینما ، ماهواره ، اینترنت ، قرصهای روانگردان و ...) دایره گناه وسعت یافته و گناهان جدیدی ابداع و اختراع شده است ، به همان مقدار هم بیماریهای جدیدی ( انواع سرطانها ، ایدز ، سارس ، طاعون گاوی و انواع و اقسام حساسیتها ...) دامنگیر انسان شده و رواج پیدا کرده که سابقه نداشته است و با تمام پیشرفتهایی که در زمینه علم پزشکی صورت گرفته ، باز هم از درمان کامل آن عاجز و ناتوان هستند .

امام صادق "ع" فرمود : عده کسانی که بر اثر گناهان می میرند ، بیش از کسانی است که به عمر طبیعی از دنیا می روند .


مرگ ناگهانی و علل آن
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: مرگ ناگهانی ، اجل معلق ، علل مرگ ناگهانی ، علل عذابهای الهی

مرگ ناگهانی چیست ؟

اگر کسی بدون هیچ زمینه و دلیلی بمیرد و انتظار مرگ او را به دلایل گوناگونی مانند جوان بودن ، سالم بودن و ... نداشته باشند ، از تعبیر مرگ ناگهانی استفاده می کنند.

با مراجعه به روایات ائمه هدی "ع" چنین به دست می آید که اگر انسان بر اثر اتفاق ، حادثه یا بیماری تا 14 روز از دنیا برود ، به آن مرگ ناگهانی می گویند .

علل مرگ ناگهانی چیست ؟

1- قطع رحم : قطع رحم یعنی بریدگی از خویشاوندان و آشنایان ( بخصوص اگر رابطه نَسَبی داشته باشند و به اصطلاح از یک رحم اصلی یا مادر بزرگ اولیه باشند ) و فراموش کردن آنها .

حضرت علی "ع" می فرماید : چه بسا خانواده ای اهل ایمان باشند ، ولی خداوند آنان را به خاطر قطع رحم ، محروم و عمرشان را کوتاه می کند و چه بسا خانواده ای اهل گناه و معصیت هستند ، ولی خداوند به خاطر صله رحم و روابطی که با هم دارند و دور هم جمع می شوند به آنان روزی و عمر طولانی می دهد . همچنین در روایت دیگری فرمودند : قسم دروغ و قطع رحم خانه ها را ویران و از اهل و خانمان خالی می کند ( و باعث می شود عمر انسان کوتاه و دچار مرگ زودرس شود).

2- آزار و رنجاندن پدر و مادر : پیامبر اکرم "ص" فرمود : همان طوری که نیکی به پدر و مادر عمر را زیاد می کند ، آزار رساندن به آنان نیز باعث کوتاهی عمر انسان می شود .

3- زنا : از مهمترین عوامل که در روایت به نقش مستقیم آن در واقع شدن مرگهای ناگهانی اشاره شده عمل زناست . پیامبر اکرم "ص" فرمود : زمانی که زنا زیاد شود ،مرگ ناگهانی هم زیاد می شود .

4- قسم دروغ : رسول خدا "ص" فرمود : قبسم دروغ ، خانه ها را بی صاحب و بی خانمان می کند و موجب فقر فرزندان می شود .

5- ربا : حضرت علی "ع" فرمود : زمانی که ربا در میان قومی شایع شود و آشکارا به ربا مشغول باشند ، به مرض وبا دچار می شوند و به مرگ ناگهانی می میرند . امام صادق "ع" هم فرمود : زمانی که ربا زیاد شود ، زلزله ها نیز زیاد می شود .

6- عصبانیت و پرخاشگری : عصبانیت موجب بالا رفتن حرارت بدن و اختلالات در ضربان قلب و موجب سکته های قلبی می شود .

7- خوردن مردار : امام صادق "ع" فرمود : خوردن گوشت مردار ، باعث ضعیف شدن بدن و تحلیل قوای جسمانی و موجب قطع نسل و مرگ ناگهانی می شود .

8- غضب و خشم خداوند : امام صادق "ع" فرمود : وقتی خداوند بر امتی خشم و غضب کند و نخواهد که بر آنها عذاب فرو فرستد ، قیمتها در آن جامعه بالا می رود و اجناس گران می شود ، عمرها کوتاه و کسب و تجارت بی رونق و بدون منفعت می شود .


دستور العملهایی برای افزایش رزق و روزی
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: افزایش رزق ، افزایش روزی ، دستور العمل دینی ، وسعت رزق

بر اساس آیات و روایات ، مهمترین زمینه هایی که موجب افزایش رزق و روزی می شود موارد زیر است :

1- اهمیت دادن به نماز ، مخصوصاً نماز اول وقت .

2- راضی بودن پدر و مادر از انسان و دعای آنان .

3- صدقه دادن .

4- دعا کردن پشت سر برادران دینی .

5- گناه نکردن و توبه از گناهان گذشته .

6- خوش اخلاقی و نیت خیر و خوب داشتن .

7- دادن حقوق مردم ، مثل ارث .

8- دادن حق خدا ، مثل خمس و زکات .

9- قناعت کردن و میانه روی در زندگی .

10- نیکی کردن به اهل خانه .

11- مهمانی کردن و غذا دادن .

12- همیشه با وضو بودن .

13- ازدواج کردن .

14- نماز شب خواندن .

15- شکر نعمتهای الهی را به جا آوردن .

16- خواندن سوره واقعه بعد از نماز عشا .

17- گفتن تسبیحات حضرت زهرا "س" پس از نماز .

18- روشن کردن چراغ پیش از غروب آفتاب .

19- رفتن به زیارت امام حسین "ع".

20- کمک مالی به برادران دینی و شیعیان علی بن ابی طالب "ع" چه به صورت قرض الحسنه و چه به صورت بلاعوض که بسیار سفارش شده است .

21- صله رحم و دیدار با خویشاوندان .

22- زیاد گفتن ذکر ِ لا حول و لا قوۀ الا بالله .

23- توسل به امام جواد "ع".

24- پس از اذان صبح و نماز صبح مشغول دعا شدن ( امام محمد باقر "ع" : بر شما باد دعا در سحر تا طلوع خورشید که در این ساعات درهای آسمان باز است و رزق و روزی تقسیم می شود و حاجات عظیم داده می شود ).

25- گفتن ذکر "یا فتّاح " 70 مرتبه پس از نماز صبح .

26- گفتن ذکر " یا وهّاب " 100 مرتبه پس از نماز عصر .

27- مداومت بر ذکر " یا غنی " .

28- مداومت بر خواندن سوره " والذاریات" و "مزّمّل".

29- بعضی از دعاها و نمازها که در مفاتیح آمده است .

30- مداومت بر خواندن دعای فرج و آیت الکرسی .


نخستین و تاریخی ترین پیام سیاسی امام خمینی : قیام کنید !
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: نخستین پیام سیاسی امام خمینی ، قیام لله ، تنها نصیحت خداوند ، موعظه

 

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله تعالی : قُل انَّما اَعِظُکُم بِواحده اَن تَقوموا للّه مثنی و فُرادی.1

خدای تعالی در این کلام شریف ، از سر منزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده ، و بهترین موعظه هایی است که خدای عالم از میانۀ تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده . این کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است . قیام برای خداست که ابراهیم خلیل الرحمان را به منزل خلّت رسانده و از جلوه های گوناگون عالم طبیعت رهانده .

خلیل آسا در ِ علم الیقین زن

ندای « لا اُحِبُ الآفلین »2 زن

قیام لله است که موسی کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صَعق3 و صَحو4 کشاند . قیام برای خداست که خاتم النبیین - صلی الله علیه و آله - را یکتنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بتها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین او ادنی 5 رساند .

خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همۀ جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران در آورده . قیام برای منافع شخصی است که روح وحدت و برادری را در ملت اسلامی خفه کرده . قیام برای نفس است که بیش از ده میلیون شیعه را به طوری از هم متفرق و جدا کرده که طعمۀ مشتی شهوت پرست ِ پشت میز نشین شدند . قیام برای شخص است که یک نفر مازندرانی بیسواد 6را بر یک گروه چندین میلیونی چیره می کند که حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود کند . قیام برای نفع شخصی است که الآن هم چند نفر کودک خیابانگرد را در تمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده . قیام برای خود است که موقوفات مدارس و محافل دینی را به رایگان تسلیم مشتی هرزه گرد بیشرف کرده و نَفَس از هیچ کس در نمی آید . قیام برای نفس است که چادر عفت را از سر زنهای عفیف مسلمان برداشت و الآن هم این امر ِ خلاف ِ دین و قانون در مملکت جاری است و کسی بر علیه آن سخنی نمی گوید . قیام برای نفعهای شخصی است که روزنامه ها که کالای پخش فساد است ، امروز هم همان نقشه ها را که از مغز خشک رضاخان ِ بیشرف تراوش کرده ، تعقیب می کنند و در میان توده پخش می کنند . قیام برای خود است که مجال به بعضی از این وکلای قاچاق داده که در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هرچه می خواهد بگوید و کسی نفس نکشد .

هان ای روحانیین اسلامی ! ای علمای ربانی ! ای دانشمندان دیندار ! ای گویندگان آیین دوست ! ای دینداران خداخواه ! ای خداخواهان حق پرست ! ای حق پرستان شرافتمند ! ای شرافتمندان وطنخواه ! ای وطنخواهان با ناموس ! موعظت ِ خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی راکه پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفعهای شخصی کرده تا به همۀ سعادتهای دو جهان نایل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید .

انَّ لِلّه فی ایّام دهرِکُم نفحاتٌ الا فَتُعَرِضوا لها 7

امروز روزی است که نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است ، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید ، فرداست که مشتی هرزه گرد ِ شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطلۀ خود کنند. امروز شماها در پیشگاه خدای عالم چه عذری دارید ؟ همه دیدید کتابهای یک نفر تبریزی ِ بی سر و پا 8را که تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشیع به امام صادق و امام غایب - روحی له الفداء - آنهمه جسارتها کرد و هیچ کلمه از شماها صادر نشد . امروز چه عذری در محکمۀ خدا دارید ؟ این چه ضعف و بیچارگی است که شماها را فرا گرفته ؟ ای آقای محترم که این صفحات را جمع آوری نمودید و به نظر علمای بلاد و گویندگان رساندید ! خوب است یک کتابی هم فراهم آورید که جمع تفرقۀ آنان را کند و همۀ آنان را در مقاصد اسلامی همراه کرده از همه امضا می گرفتید که اگر در یک گوشۀ مملکت به دین جسارتی می شد ، همه یکدل و جهت از تمام کشور قیام می کردند . خوب است دینداری را دست کم از بهاییان یاد بگیرید که اگر یک نفر آنها در یک دیه9 زندگی کند ، از مراکز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئی تعدی به او شود برای او قیام کنند . شماها که به حق مشروع خود قیام نکردید ، خیره سران ِ بی دین از جای برخاستند و در هر گوشه زمزمۀ بی دینی را آغاز کردند و به همین زودی بر شما تفرقه زده ها چنان چیره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سخت تر شود .

وَ مَن یَخرُج مِن بَیتِه مُهاجراً الی الله وَ رَسوله ثُمَّ یُدرکهُ المَوت فَقد وَقَعَ اَجرُهُ عَلَی الله10

 

11 شهر جمادی الاولی 1363

سید روح الله خمینی

 

--------------------------------------------------

1- سوره سبا ، آیۀ 46 : ای رسول ! بگو به امت ، که من تنها با یک سخن شما را پند می دهم و آن اینکه شما خالصانه برای خدا ، دو نفر دو نفر با هم یاهر یک به تنهایی ، قیام کنید .

2- اشاره به آیه 76 سوره انعام .

3- بیهوشی و در اصطلاح عرفان به معنی فنای عبد سالک .

4- هوشیاری و در اینجا بقای بالله پس از فنای فی الله . و بازگشت به عالم ناسوت برای امتثال امر رب جلیل .

5- اشاره به آیه 9 سوره نجم .

6- رضا خان پهلوی .

7- بحار الانوار ، جلد 68 ، صفحه 221 و کنزالعُمّال ، جلد 7 ، صفحه 769.

8- احمد کسروی ،نویسنده و مؤلف کتابهای ضد مذهبی .

9- تلفظ قدیم ِ "ده" .

10- سوره نسا ، آیه 100 : و هر گاه از خانه خویش برای هجرت به سوی خدا و رسول بیرون آید ، و در سفر مرگ او فرا رسد ، اجر و ثواب چنین کسی بر خداست .

 

* این پیام ، یکی از تاریخی ترین اسناد مبارزاتی امام خمینی به شمار می آید و اصل نسخه خطی آن در کتابخانه وزیری یزد نگهداری می شود و نخستین بار  پس از انقلاب اسلامی در روزنامه کیهان منتشر شد و سپس در صحیفه امام ، جلد اول ، صفحات 22 تا 24 آمد .